بسیار زیبا و باهدف...
به تک تک نقاشیها با دقت نگاه کنید. بسیار زیبا هستند و کلی تفکر پشتشان نهفته است.

به تک تک نقاشیها با دقت نگاه کنید. بسیار زیبا هستند و کلی تفکر پشتشان نهفته است.

کفر نمی گویم
پریشانم

چه می خواهی تو از جانم؟
خداوندا
مرا بی ان که خود خواهم اسیر زندگی کردی
این تصاویر که در ادامه ی مطلب خواهید دید
اگر دقت کنین در هر تصویر عکس صورت انسان به صورت طبیعی
پدیدار شده .
(به نظر شما فتوشاپين يا طبيعي؟؟)
این شما و این ادامه ی مطلب
كي ميدونه اين كوچولوي خوش خنده كيه؟

همانطور که میدانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!
در این نوشتار میخواهیم راههای یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم.
ازدواج دانشجویی از سه کلمهی ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
در لغتنامه این کلمات این گونه تفسیر شده است:
ازدواج= 2 تا شدن، قاطی مرغها رفتن، از دست رفتن! از پا افتادن!
در ادامه مطلب چیزای زیادی برای گفتن داریم....
(این مطلب جنبه طنز داره پس نه به دل بگیرید نه برداشت بدی داشته باشید)
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقی
اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست
که در آن زندانیست
دلتان زنده شود
(زیاده ولی جالبه)
برین ادامه مطلب....
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر
كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح
كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد
خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر
خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از
طرف قناد دم در بود.
روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر
ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند،
يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره اي روبرو شد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.
شاگرد به گندم زارشاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و
شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر
ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد
رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و
او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب
کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ ....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به ادامه ي مطلب برين
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نیمه شبِ پریشب گشتم دچار كابوس
دیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا علیك جانم
گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم

نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد.
امروز روز توست... تولدت مبارک
بچه ها سلام
یه شعر قشنگ دیدم براتون گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد....
البته یکمی طولانی هست!!!
گاهی وقت ها خیلی دیر میشود. . .
.
.
.
ادامه دارد ! ! !
یازدهمین سوال هفته!
بهترین نویسنده وبلاگ در سال گذشته کیست؟؟؟
سلام و خسته نباشید به همه ی نویسندگان محترم وبلاگ بازرگانی۸۹
برای تعیین بهترین مطلب وبلاگ (تا الان) هر نویسنده یک مطلب خود را انتخاب و معرفی کند تا به نظر سنجی گذاشته شود...
با تشکر

فکر کن بعد برو ادامه مطلب جوابشو ببین 