همیشه کافی نیست
به هیزم شکن ماهری کاری دریک تجارتخانه بزرگ چوب پیشنهاد شد و او قبول کرد . حقوق پیشنهادی و همه شرایط کار فوق العاده بود و به همین خاطر هیزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بدهد.
کارفرما یه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد.
روز اول ۱۵ تا درخت رو انداخت.
کارفرما برای کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همینطوری ادامه بده
… این تشویق باعث شد هیزم شکن تو کارش انگیزه بیشتری پیدا کنه
روز بعد هیزم شکن بیشتر تلاش کرد ولی این بار ۱۰ تا درخت رو انداخت
روز سوم حتی از روز دوم هم بیشتر سعی کرد ولی فقط ۷ تا درخت رو تونست قطع کنه
هر روز که میگذشت تعداد درختها کمتر میشد
با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست میدم
رفت پیش کارفرما و بهش گفت که چی شده و اینکه چقدر ناراحته
کارفرما گفت: آخرین بار کی تبرتو تیز کردی؟
هیزم شکن گفت: تیز؟؟؟ وقت نداشتم تیزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!!
گاهی تو زندگی لازمه که یه کم وایسیم و نگاهی به خودمون و داشته هامون بندازیم.. چیزایی که داریم
همیشه کافی و کامل نیستن .
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:56 توسط یسری نقی زاده
|

وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی 89 دانشگاه هرمزگان