كتاب آدم ها...

بعضي از آدم ها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید
وبعضی از آدمها را باید نخوانده دورانداخت..

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،
بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند
وبعضی با کاغذ خارجی

بعضی آدمها تر جمه شده اند و
بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.


بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضي از آدمها قيمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.
بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند ودرچند پرده نوشته
و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند
وبعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

از روي بعضي آدما بايد جريمه نوشت!!!


هرگز داشته هايت را دست كم نگير!!!

طنز مدیریتی!!!

چند قانون مدیریتی :


مدیران اشتباه نمی‌کنند، بلکه  می خوا هند کارمندانشان را امتحان ‌کنند.
مدیران دیر به سر کار نمی‌رسند، تاخیر آنها همیشه اجتناب‌ناپذیر است.


مدیران روزنامه نمی‌خوانند، آنها در حال جمع ‌آوری اطلاعات هستند.


مدیران فراموش نمی‌کنند، این کارکنان هستند که فراموش می‌کنند به آنها یادآوری کنند.


مدیران نمی‌‌خوابند، آنها با چشمهای بسته فکر می‌کنند.


مدیران اسباب بازیهای جدید نمی‌خردند، آنها بر روی تکنولوژیهای جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند.


کارمندان ایده‌های خوب ندارند، اگر هم دارند، نظرات مدیرانشان هست.

تولد آزاده كمالي فر


همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟ فرشته ای فقط در قالب یک انسان

فقط ساده می توانم بگویم:

تولدت مبارک عزيزم

تولد آقاي فرزاد فاطمي


امشب چه شبي روشن و زيبا و مصفاست
احسنت به اين جشن دل انگيز كه بر پاست
گويا كه گلي پاي نهاده است به گيتي
كز فر و شرف آبروي جمله گل هاست

تولدتون مبارك

موضوع انشا:خارجی ها

انشایی با موضوع خارجی ها:

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند.
این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان
مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاًتعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.

ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند.

واقعن جای تعسف دارد.

برهنگی همیشه برای تن فروشی نیست...!!!


همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم... بود.
وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود را مشاهده کرد .

اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه
ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت،

گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم .
گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد،


گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید،

ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.

در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است ...

جملات حكيمانه آلبرت انيشتن!

* «اگر انسان.ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده.شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
* «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت.ها را تغییر بده.»
* «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می.گیرد.»
* «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
* «سخت.ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
* «سه قدرت بر جهان حکومت می.کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
* «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «متوجه هستید که تلگراف سیمی به.نوعی یک گربهٔ بسیار بسیار درازی است که وقتی دم.اش را در نیویورک می.کشید، سرش در لوس.آنجلس میومیو می.کند. این را می.فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شکل کار می.کند؛ شما پیام.هایی را از اینجا می.فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می.کنند. تنها تفاوت در این است که دیگر گربه.ای وجود ندارد.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می.آیند، نمی.توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
* «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه.ایستیم.»
* «هیچ کاری برای انسان سخت.تر از فکرکردن نیست.»
* «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمی.اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «به.سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک.نوع احساس مذهبی مخصوص به.خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
** «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می.دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم.تر است.»
* «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی.ای که این دایره را احاطه می.کند نیز گسترده می.شود.»
* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می.کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می.کند.»
* «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
* «در دنیایی که دیوارها و دروازه.ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»
* «از وقتی که ریاضی.دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته.اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی.آورم.»
* «دوچیز بی.پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
* «من نمیدانم انسان.ها با چه اسلحه.ای در جنگ جهانی سوم با یک.دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»

آلبرت انیشتن

تولد آقای بهنام احمدی

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت

قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت

فرشته آسمانی سالروز  زمینی شدنت مبارک . . .

ما بدهکاریم!!!

 

ما بدهکاریم !

به یکدیگر!

و به تمام دوستت دارم‌های نا گفته ای

که پشت دیوار غرورمان ماندند!

و ما آنها را بلعیدیم!

تا نشان بدهیم منطقی‌ هستیم!

حالا ما مانده ایم

و این همه بدهی!

و این همه دوست داشتن‌های فرو خورده!

و دو جفت قلب و احساس زخمی!

ویک جفت غرور سالم اما ویرانگر! 

کادوی تولد!!!

 

کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت .

همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد .

وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد بابامه … .

- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، …

پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .

- فرقی نداره . فقط … ، فقط دردش کم باشه !

تولد سمیه محمدی

عطر خاطره عطر کسی است که نمیدانیم کیست
می آید یا رفته است

باز عطر تو چون بوی بهار می آید
باز صدای تو با زوزه ی باد می آید
باز نگاه تو از میان ابرهای سفید
می بیند خاطراتی که به یاد می آید
میلادت مبارک