راز خوشبختی در زندگی مشترک!!

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.

آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول ۲۵ سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند. سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،

اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود

ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت . همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :”این بار اولته” دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.

بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:”این دومین بارت”

بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت

و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم :”چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟”

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت: این بار اولت بود!!!

فقر...!

 فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود

فقر ، همه جا سر ميكشد

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست

فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است

 فقر همه جا سر ميكشد......

 

دکتر شریعتی

کاش...!!!!

 

کاش …

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند …

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی شنود

دلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم …

سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!!

دنیا راببین … بچه بودیم از آسمان باران می آمد ،

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید …

بچه بودیم  هزار درد دل را به یک ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند …

بزرگ شده ایم ، درد دلی را به صد زبان می گوییم ،

اما هیچ کس نمی فهمد …

.

..

کاش همان کودک بودیـــم...
..

.


 

ردپا!!!!!!!

یک شب مردی خواب عجیبی دید.او خواب دید دارد در کنار ساحل همراه با خدا قدم می زند.
روی اسمان صحنه هایی از زندگی او صف کشیده بودند. در همه ان صحنه ها دو ردیف رد پا روی شن ها دیده می شد که یکی از انها به او تعلق داشت و دیگری متعلق به خدا بود. هنگامی که اخرین صحنه جلوی چشمانش امد،دید که ...

بیشتر از یک جفت رد پا دیده نمیشود. او متوجه شد که اتفاقا در این صحنه،سخت ترین دوره زندگی او را از سر گذرانده است.این موضوع، او را ناراحت کرد و به خدا گفت:خدایا تو به من گفتی که در تمام طول این راه را با من خواهی بود،ولی حالا متوجه شدم که در سخت ترین دوره زندگیم فقط یک جفت رد پا دیده می شود. سر در نمی اورم که چطور در لحظه ای که به تو احتیاج داشتم تنهایم گذاشتی.

خداوند جواب داد: من تو را دوست دارم و هرگز ترکت نخواهم کرد.دوره امتحان و رنج،یعنی همان دوره ای که فقط یک جفت رد پا را میبینی زمانی است که من تو را در آغوش گرفته بودم ...

باران

 

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند


قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

 

بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را

شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند



مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند

 

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران كه می بارد شما را تر كند

دیکشنری شیرازی_ انگلیسی

ديكشنري شيرازی

 
 Am I right=مي نه؟
 
Yes=ها والوو
 
No =نه كاكو
 
Really!! =نه آمو؟؟
 
Oh my Godl =يا ابالفضل
 
Why? =بري چي چي؟
 
bye=كاري باري؟
 
maybe=گاسم
 
leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد
 
u made me confused= آم کله پرک گرفتم
 
wow= ووی آمووو
 
come here =بی اینجو
 
Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو
 
so cute =جونم مرگ نشي!
 
that's true= همی‌ نه‌
 
I took my shoes and scapped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم
 
Gas Square=فلکه ی گازو
 
Hard=قايم
 
Tape=نيوار
 
Slow down!=حالو چه خبره؟
 
You are disgusting=جيگري بشي
 
Sunshine=آفتوو
 
Great=باريكلوو
 
Excuse=بونه
 
Dear=گمپ گلم
 
when sb eats too much=عام بپوكي
 
wait=صبرم بده،امونم بده
 
good quality=خوبوو
 
lizard=كلپوك
 
washing yourself before praying=دست نماز
 
a square shape device that you can pray on it=جانماز
 
How are you=باكيت ني؟

گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .

Interview with god

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ….

خدا پاسخ داد ...

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God's hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked …

بعد پرسیدم ...

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش را یاد بگیرند .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرند که من اینجا هستم .

Always

همیشه!!

 

تست روانشناسی

 

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید

خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل

و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می شود......


ادامه نوشته

شعر"کفرنامه"دکتر شریعتی

خدایا

کفر نمی گویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم؟

خداوندا

مرا بی ان که خود خواهم اسیر زندگی کردی

ادامه نوشته

تبدیل تهدید به فرصت!!!

گاهی لیوان را زمین بگذار

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ ....

ادامه نوشته

شعر زندگی

بچه ها سلام

یه شعر قشنگ دیدم براتون گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد....

البته یکمی طولانی هست!!!

ادامه نوشته

طنز!

چگونه پدر مهمان های نوروزی را در بیاوریم!!
 
بچه ها این مطلب جنبه ی طنز داره ها
 
وگرنه شما که میدونید شیرازیا چقدر مهمون نوازن!!!
ادامه نوشته

تفاوت نيمروي دخترها و پسرها!

برای اینکه بدونین درست کردن نیمروی دختر و پسرا

 چه تفاوتی باهم داره به ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

زندگی خوابگاهی!!!

 

خودتون برین ادامه مطلب و ببینین زندگی خوابگاهی چطوره؟!!!!

ادامه نوشته

زندگی!!!

زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند .

زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ .

زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز .

زندگی زیباییست ، مثل زیبایی یک غنچه ی باز .

زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است، زندگی مثل زمان درگذر است ... .

ابتکار جالب در دانشگاه مونیخ

این کار به منظور کاهش در مصرف برق و استفاده کمتر از آسانسور و همچنین افزایش نشاط اساتید و دانشجویان صورت گرفته است!

عکس هایی از حج که شاید تا به حال ندیده باشین!

عکس‌هايى از کعبه و فريضه الهى حج که شايد تا به حال نديده باشيد.

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب برین.
ادامه نوشته

بهای عشق!!!

این اولین مطلبیه که میذارم ...

خداکنه خوشتون بیاد

ادامه نوشته