اتفاق و داستاني آموزنده و زيبا

يك داستان و حكايت جالب و نكته دار ...


یه خانمی با ماشین خودش تو جاده داشت رانندگی میکرد 
 

 

 

مردها هیچوقت نمی فهمند

 

یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو  باند مخالف رانندگی میکرد

 

مردها هیچوقت نمی فهمند

 وقتی این دو به هم رسیدند

  خانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و

خطاب به آقا فریاد میزنه

 

حیووووووووون

 

 

آقا هم بلافاصله داد میزنه

 

میمووووووون

 

 

هر دو به راه خود ادامه دادند

و

آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه ای که نشون داده بود

خوش به حالش شده بود

 

فقط وقتی سرپیچ بعد رسید

 

.

.

.

 
 
 
مردها هیچوقت نمی فهمند

نتیجه ی اخلاقی:

  مردها هیچوقت واقعا نمی فهمند که

زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون بگن!!!!!!!

(خدا شاهده قصد توهین ندارم!!!)